الملا فتح الله الكاشاني

243

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

( هذه من اعلى الدرجات و اسناها حيث شبهته بهؤلاء الانبياء المرسلين ) و جمعية ابنا و نسا و انفس با آنكه مراد واحد است باعتبار مقابله است و چون تو را علو قدر على بن ابى طالب ( ع ) و تقرب او بدرگاه إله از طريق اماميه و اهل سنت معلوم شد پس بر تو باد كه در منطوق اين آيه كما ينبغى خوض نمايى و حق تعمق و تامل در آن مرعى دارى بعد از آنكه آنچه مفهوم تو باشد از علو درجه و شرف مرتبهء على بن ابى طالب ( ع ) از اين آيه آن را قياس كنى به آنچه اهل سنت در كتب كلاميه و برسائل اعتقاديهء خود ثبت كرده‌اند و آن را از معتقدات خود شمرده‌اند كه ( افضل الناس بعد رسول اللَّه ابو بكر الصديق ثم عمر الفاروق ثم عثمان ذو النورين ثم على المرتضى ) و اين هر دو سخن را به ميزان انصاف بسنجى تا رجحان حق بر باطل بر تو ظاهر شود و محق از باطل ممتاز گردد و بتحقيق دريابى كه مقالة ايشان درين مبحث و مقولهء ايشان درين صورت باطل و عاطل است و به غير از عناد و تعصب جاهليت منشئى ندارد چه بر عاقل منصف روشن است كه اگر قرب اين ثلاثه عِنْدَ اللَّه وَعِنْدَ رَسُولِه زياده از قرب على بن ابى طالب ( ع ) بودى و انفس ايشان بر نفس شاه ولايت مزيتى داشتى پس بايستى كه حضرت رسالة ( ص ) در استجابت دعا استعانت بآمين ايشان مينمود چنان كه از على بن ابى طالب ( ع ) استمداد فرمود و در مباهله و ملاعنه احضام ملتفت بدعاى ايشان ميشد و شبههء نيست كه اين آيه دلالتى صريح دارد بر افضليت شاه اوليا بر مهاجر و انصار چه كلمه انفسنا را دلالتى واضح است بر شدت ارتباط على بن ابى طالب ( ع ) به حضرت رسالة ( ص ) بحسب كمالات نسبى و حسبى و خارجى چه مخالف درين مسئله با ما بحث نميتواند كرد چه البته رسوا و مغلوب گردد و نعم ما قيل و سماه رب العرش فى الذكر نفسه فحسبك هذا القول ان كنت ذا خبر تويى كه نفس رسولى هم از كلام خداى چنان كه هست بر اين آيهء مباهله دال پس اگر تو از ارباب دانش و بينشى و از عناد و جحود مبرا و منزهى بايد كه تو را در اشرافية و افضليت على بن ابى طالب ( ع ) همين آيه كافى باشد كه خداوند تعالى او را در كلام مجيد خود نفس حبيب لبيب خود خوانده است و پيغمبر ( ص ) ازو در وقت احتياج استدعاى آمين نموده و بعد از آن بيان حقيقت قصهء مذكوره ميفرمايد كه * ( إِنَّ هذا ) * بدرستى كه آنچه مذكور شد از قصهء عيسى و مريم * ( لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ ) * هر آينه آنست خبر راست و درست و هر كه به آن مخالفت كند با وجود وضوح امر آن معاند و جاهد است و اينجمله خبر آن است يا آنكه هو ضمير فصل است كه مفيد آنست كه آنچه حقتعالى ذكر فرموده در شأن عيسى و مريم حقست و صدق نه آنچه نصارى ذكر كرده‌اند و ما بعد آن خبر و دخول لام بر آن جهت آنست كه اقربست بمبتدا از خبر و اصل آنست كه در مبتدا داخل شود * ( وَما مِنْ إِله ) * و نيست هيچ معبودى سزاوار پرستش * ( إِلَّا اللَّه ) *